قهرمان ميرزا عين السلطنه
3368
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
پس از چهار سال پى به اصل مشروطيت ببرند لااقل ده سال براى جهال مثل من بدتر از من وقت لازم است تا آگاه از رموز و خواص اين اساس دنيا بشوند . آنوقت اگر همراهى نكردند جان و مال خود را ايثار نكردند مستبد بايد گفت ، ارتجاعى بايد خواند ، كارگر خارجه قلم داد . دعوا در چهارراه مخبر الدوله باز در چهارراه مخبر الدوله همانجا كه صنيع الدولهء بيچاره را مقتول نموده بودند ما بين مهمانهاى محترم ( مجاهدين ) نزاع مىشود . ميرتيمور و يك نفر ديگر را مقتول مىكنند و قاتل معلوم نيست ، لوث بوده است . اين ميرتيمور را يك روز در پارك مرحوم اتابيك من ديده و نطقش را نوشتهام وقتى كه در ماه رمضان آنجا اجتماع داشتند و از سپهدار و غيره شكايت [ مىكردند ] ، سيد محجوب خوبى بود . « تمدن » از اين اجانب بسيار بد مىنويسد و جدا درخواست مىكند كه ما را از شر اينها نجات بدهيد و همان وقت كه سيصد نفر اينها در نظميه در هنگامهء پارك محبوس بود نمىبايست مرخص كرد تا مردم از شرارت و آدمكشى اينها خلاص مىشدند . چنان اين مجاهدين مردم طهران را منزجر كردهاند كه اسم مجاهد هركس ببرد مثل اين است كفر و ناسزا گفته است . آنچه را ما اول مىگفتيم پس از مدتها سر افتادهاند كه فايده ندارد . آنچه نبايست بكنند كردند ، حالا هم نمىروند گرسنه و بىكار افتادهاند به جان مردم تا دندمان نرم شود . دعوا سر يك چارك روغن دو نفر وركى حسين و مفيد در پيچ بن سر يك چارك روغن يا چند بند علف مختصر نزاعى كرده بودند . حسين آمد به من اظهار داشت من گفتم ميرزا على برود اصلاح كند . حسين به همان قانون قديم مايل نشد كه بدون جرم و جريمه و تنبيه اين امر بگذرد ، زود رفت بادشت افراسياب خان مأمورى فرستاد . تا من خبر شدم دوازده تومان از مفيد گرفته و رفته بود . اين است دستورالعملى كه حاكم قزوين داده و به من نوشته تعليماتى داده شده كه بر خلاف قانون رفتار نكند . و اللّه اين اسم مقدس را مفتضح كردند و باز حيا نمىكنند . عروس شفيع فرار مىكند ، افراسياب جريمه مىكند تقديم مىگيرد . سر يك چارك روغن نزاع مىشود دوازده تومان جريمه مىكند . مريم آتانى عارض مىشود بيست تومان دريافت مىكند ، ديگرى ديگرى . از آنجاهاى ديگر كه من خبر ندارم . آن وقت ماهى شصت تومان هم مواجب از قزوين مىگيرد كه از روى قانون رفتار كند . كو مفتش ، كو رسيدگى وقتى هم محقق شد كو مجازات .